بدون توجه به سه‌گانه رویکرد، کارکرد و کاربرد، پیشرفت واقعی در هنر محقق نمی‌شود

مریم جلالی دهکردی در نخستین همایش ملی سیاست‌گذاری هنر در ایران با تاکید بر ضرورت بازتعریف مبانی سیاست‌گذاری فرهنگی، تصریح کرد: بی‌توجهی به سه‌گانه «رویکرد، کارکرد و کاربرد» و نیز گسست میان «بینش، نگرش و منش» موجب ناکارآمدی ساختاری در حوزه فرهنگ و هنر خواهد شد و امکان تحقق پیشرفت تمدنی را از میان می‌برد.

به گزارش خبرنگار میراث‌آریا، نخستین همایش ملی سیاست‌گذاری هنر در ایران، روز یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ به میزبانی فرهنگستان هنر برگزار شد و جمعی از استادان، مدیران و سیاست‌گذاران حوزه فرهنگ و هنر به بررسی ابعاد نظری و اجرایی سیاست‌گذاری هنری در کشور پرداختند.

در این همایش، مریم جلالی دهکردی، معاون صنایع‌دستی و هنرهای سنتی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، با طرح چارچوبی مفهومی برای سیاست‌گذاری هنر، بر ضرورت بازگشت به پیوستار منسجم حکمت ایرانی–اسلامی تأکید کرد و گفت: اگر در سیاست‌گذاری هنر به سه‌گانه رویکرد، کارکرد و کاربرد توجه نکنیم، در بهترین حالت به توصیف ظرفیت‌ها بسنده خواهیم کرد و در بدترین حالت در وضعیت ناکارآمدی باقی می‌مانیم.

وی با نقد الگوهای صرفاً رفاهی و توسعه‌محور غربی در سیاست‌گذاری فرهنگی، خاطرنشان کرد: در سنت حکمی ایرانی، حوزه‌هایی چون جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و هنر در یک منظومه به‌هم‌پیوسته تعریف می‌شدند و گسست میان این ساحت‌ها پدیده‌ای متأخر است. 

جلالی دهکردی در تبیین ضرورت انسجام‌بخشی به عناصر متکثر سیاست فرهنگی افزود: در سیاست‌گذاری‌مان گاهی نیاز داریم تا عناصر غیرمتجانس را به یک پیکره واحد تبدیل کنیم؛ زیرا نخ تسبیح تنها عناصر متجانس را به هم متصل می‌کند.

معاون صنایع‌دستی در بخش دیگری از سخنان خود، کارکرد هنر را فراتر از عرصه‌های نمایشی و رسانه‌ای دانست و تصریح کرد: هنر تنها در گالری‌ها، سینماها و رسانه‌ها معنا نمی‌یابد؛ بلکه باید آن را به مثابه ابزار نفوذ، قدرت نرم، شهود، همراهی، هم‌پیوستگی و همجوشی اجتماعی بازتعریف کنیم.

وی کاربرد هنر را نیز در تقویت همگرایی اجتماعی و خانواده‌محوری جست‌وجو کرد و با اشاره به آموزه‌های دینی گفت: هر وقت خانواده شدیم بردیم؛ هر وقت به هم پیوسته شدیم و از هر المانی برای همجوشی استفاده کردیم، پیروز بودیم.

جلالی دهکردی در ادامه با طرح سه‌گانه «بینش، نگرش و منش» تاکید کرد: گسست میان این سطوح، سیاست‌گذاری را به ساختاری بی‌ریشه یا بی‌ثمر تبدیل می‌کند. 

به گفته وی، تجربه تاریخی ایران در عرصه‌هایی چون معماری، خوراک، موسیقی و پوشاک نشان می‌دهد که هرگاه این سه ساحت در امتداد یکدیگر قرار گرفته‌اند، یک کل منسجم تمدنی شکل گرفته است. 

معاون صنایع‌دستی همچنین با معرفی دو سازه حکمت ایرانی یعنی «قنات» و «قالی» به‌عنوان الگوهای الهام‌بخش سیاست‌گذاری هنر، توضیح داد: هر دو نمونه، از تکثر اجزا به وحدت کارکردی می‌رسند و جریان‌سازی پایدار ایجاد می‌کنند؛ مدلی که می‌تواند در طراحی نظام سیاست‌گذاری هنری مورد توجه قرار گیرد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود، سیر تحول مفهوم توسعه را در سه مرحله «رفاه و غلبه بر طبیعت»، «مشارکت و عدالت» و «معنا و نزدیکی به هویت و محیط زیست» تحلیل کرد و اظهار داشت: جهان امروز پس از تجربه فراز و فرودهای متعدد، به بازخوانی همان پیوستار معنایی و هویتی شرق و ایران رسیده است.

جلالی دهکردی در پایان با اشاره به نقش هنر در دیپلماسی فرهنگی، مرز باریک میان «اغوا» و «اغناگری» (اقناع) را مورد توجه قرار داد و هشدار داد که سیاست‌گذاری تک‌ساحتی و فاقد فهم عمیق می‌تواند به کلیشه‌سازی فرهنگ عمومی منجر شود. 

این همایش با حضور چهره‌هایی همچون مجید شاه‌حسینی رئیس فرهنگستان هنر، حسین میرزایی رئیس همایش، علی‌اصغر فهیمی‌فر دبیر علمی، سیدبهشید حسینی رئیس دانشگاه هنر و محمدحسین نواب رئیس مؤسسه آموزش عالی هنر و اندیشه اسلامی برگزار شد و گامی در جهت تعمیق گفتمان نظری و راهبردی سیاست‌گذاری هنر در ایران به‌شمار می‌آید.

انتهای پیام/

کد خبر 1404112701492
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha